باز هم من شبکاری چهارشنبه

امروز صبح اونقدر خوابیدم که بتونم شب رو جغد وار طی کنم

نمیددنم چطوری تونستم این همه بخوابم

وقتی بیدار شدم هنوز حس کوفتگی داشتم 

اصن دو روزه همش حس خستگی دارم و کمی بدن درد و کمی سردرد و

به آنفولانزای n1h1 شک کردم اگه واقعا مریض شدم و در شرف مرگ بودم آدرس وبلاگمو میدم به بقیه تا زندگی ناممو بخونن و همینجا هم ازشون حلالیت میطلبم

البته من student disease دارم ، واسه همین عادت دارم به همه بیماریها شک کنم ! ???? سه، چهار سال پیش بود چقدددد گریه میکردم فک میکردم ام اس دارم!!! رفتم پیش دکتر گفت پاشو برو خوشی زده زیر دلت

الان بهتر شدم کمتر به بیماریها شک میکنم

پ.ن: به اونا حسودیم شد معلوم نیس چم شده

پ.ن: شیطونه میگه همون کاریو کنم که آسیه میگه اما وقتی خودمو تو مرحله ی عمل تصور میکنم خندم میگیره انگار آدم این کار نیستم

پ.ن: من و دردهای سینوزیتی و .

پ.ن: مردم کلاس رقص میذارن ساعتی 20 از هر نفر! بعد من چسبیدم به این بیمارستانی که دوهفته پیش تازه حقوق شهریورو دادن!!! 

پ.ن: تا حقوق بعدی نه میتونم کنم، نه تفریح، نه غذای بیرون 

پ.ن: چقدددر این شعر حسین منزوی رو دوست دارم:

تو پایان تمام جست و جوهای منی، ای یار

خوشا بخت تکاپویی، که فرجام از تو میگیرد

منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

شعر دلتنگی تقدیم به تویی که دوستت دارم علم و دین بیماری دیابت و پیشگیری از آن